امین صالح پور جم؛ نورالدین رستمی؛ شکوفه عبدالی
چکیده
الگوهای ناپایدار توسعه و بهرهبرداری بیرویه از منابع، بهعنوان یکی از ریشههای اصلی بحرانهای زیستمحیطی در آبخیزهای کشور محسوب میشود. در این پژوهش به منظور سنجش تابآوری مدیریتی - نهادی در زیرحوزههای مختلف آبخیز سنگ سفید، نخست، شاخصهای هر یک از مولفههای مذکور مبتنی بر مرور منابع و مطالعات کتابخانهای، مصاحبه با کارشناسان ...
بیشتر
الگوهای ناپایدار توسعه و بهرهبرداری بیرویه از منابع، بهعنوان یکی از ریشههای اصلی بحرانهای زیستمحیطی در آبخیزهای کشور محسوب میشود. در این پژوهش به منظور سنجش تابآوری مدیریتی - نهادی در زیرحوزههای مختلف آبخیز سنگ سفید، نخست، شاخصهای هر یک از مولفههای مذکور مبتنی بر مرور منابع و مطالعات کتابخانهای، مصاحبه با کارشناسان و نیز بازدیدهای میدانی، مشخص شد. در این پژوهش، مبتنی بر روش کدگذاری چندپاسخی، متغیرهای پرسشنامه از نوع متغیرهای ترتیبی کیفی و منطبق با طیف لیکرت (خیلی کم (1)، کم (2)، متوسط (3)، زیاد (4) و خیلی زیاد (5)) بوده، و از ساکنان حوضه پس از سنجش روایی و پایایی پرسشنامه، نظرسنجی انجام شد. در این ارتباط، روایی ابزار اندازهگیری به تایید گروه خبره رسید و حجم نمونه مبتنی بر فرمول کوکران محاسبه شد. لازم به توضیح است که در این پژوهش از 14 کارشناس خبره به منظور بررسی روایی پرسشنامه و بررسی شاخصهای سنجش تابآوری آن، نظرسنجی انجام شد و سرانجام، روایی ابزار اندازهگیری به تایید ایشان رسید. در خصوص پایایی، در این پژوهش از روش آلفای کرونباخ به منظور محاسبه میزان پایایی یا قابلیت اعتماد ابزار اندازهگیری استفاده شد. همچنین، سنجش تابآوری مدیریتی - نهادی جوامع محلی در معرض خطر سیل در مرزبندی واحدهای هیدرولوژیک در حوزه آبخیز سنگ سفید با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه (ANOVA) و روش تحلیل کلاستر چندمیانگین انجام شد.یافتههای این مطالعه نشان داد که پتانسیل تابآوری مدیریتی - نهادی در بین واحدهای هیدرولوژیک منطقه مورد مطالعه، از تفاوتهای معنیدار آماری مبتنی بر آزمون تحلیل واریانس یکطرفه برخوردار است. بر این اساس، تابآوری مدیریتی – نهادی واحدهای هیدرولوژیک در قالب دو گروه مستقل دارای کمینه و بیشینه پتانسیل تابآوری و نیز واحدهای گروهبندیشده در سه طبقه بینگروهی میان آنها، گروهبندی شدند. همچنین، نتایج حاصل از تحلیل کلاستر چندمیانگینی، عضویت واحدهای هیدرولوژیک را در پنج کلاستر با پتانسیل متفاوت تابآوری نشان داد. یافتههای حاصل از تطبیق دو روش آزمون تحلیل واریانس یکطرفه و تحلیل کلاستر چندمیانگینی نشاندهنده همگرایی معنادار در ارزیابی پتانسیل تابآوری مدیریتی - نهادی واحدهای هیدرولوژیک در برابر سیل است. شناسایی واحدهای S-int3 و S9 بهعنوان بهترتیب کمتابآورترین و پرتابآورترین واحدها در هر دو روش، اعتبار درونی یافتهها را تقویت میکند. علاوه بر این، گروهبندی مشابه سایر واحدها در سه طبقه متمایز (به استثنای واحد S-int5)، الگوی مشخصی از توزیع فضایی تابآوری در سطح منطقه را آشکار میسازد که میتواند مبنایی برای اولویتبندی مداخلات مدیریتی قرار گیرد.
حسن مقیم؛ مسعود نجابت
چکیده
حوزه آبخیز سد پارسیان در استان فارس، با توجه به شرایط زمینشناسی و اقلیمی خود، از دیدگاه خطر وقوع زمینلغزش از پتانسیل بالایی برخوردار است. وقوع زمینلغزش در این حوضه، معمولأ با خسارتهای زیادی همراه بوده، علاوه براین، رسوبزایی قابل ملاحظهای را باعث میشود. از اینرو، بهمنظور مدیریت و مهار بهینه این پدیده، ...
بیشتر
حوزه آبخیز سد پارسیان در استان فارس، با توجه به شرایط زمینشناسی و اقلیمی خود، از دیدگاه خطر وقوع زمینلغزش از پتانسیل بالایی برخوردار است. وقوع زمینلغزش در این حوضه، معمولأ با خسارتهای زیادی همراه بوده، علاوه براین، رسوبزایی قابل ملاحظهای را باعث میشود. از اینرو، بهمنظور مدیریت و مهار بهینه این پدیده، دو مدل پهنهبندی خطر زمینلغزش در این حوضه توانسنجی شد. نخست، نقشههای پراکنش زمینلغزشها، شیب، زمینشناسی، کاربری اراضی، پوشش گیاهی، جادهها، آبراههها، گسلها، همباران و همارتفاع تهیه شد و سپس با استفاده از دو مدل نیلسون اصلاح شده و اثر نسبی، پهنهبندی خطر زمینلغزش انجام شد. بهمنظور مقایسه دو مدل و تعیین مدل کارآمدتر و مناسبتر برای حوضه، از دو تحلیل آماری جمع مطلوبیت و ضریب همبستگی استفاده شد. با توجه به نتایج پژوهش، مدل اثر نسبی با جمع مطلوبیت 0.001 و ضریب همبستگی 0.941 از مقبولیت و تناسب بالاتری برای پهنهبندی خطر زمینلغزش در حوزه آبخیز سد پارسیان برخوردار است.
غلامرضا چمنپیرا؛ غلامرضا زهتابیان؛ حسن احمدی؛ آرش ملکیان
چکیده
خشکسالی مخاطره آمیزترین پدیده طبیعی است. گرچه امکان جلوگیری از وقوع آن وجود ندارد، اما میتوان با انجام اقداماتی اثرات منفی آن را کم نمود. یکی از سیستمهایی که بهشدت تحت تأثیر خشکسالی واقع شده و کمتر مورد توجه قرار میگیرد، آبهای زیرزمینی است. در این پژوهش، با استفاده از شاخص بارندگی معیار شده (SPI) در مقیاسهای مختلف ماهانه، ...
بیشتر
خشکسالی مخاطره آمیزترین پدیده طبیعی است. گرچه امکان جلوگیری از وقوع آن وجود ندارد، اما میتوان با انجام اقداماتی اثرات منفی آن را کم نمود. یکی از سیستمهایی که بهشدت تحت تأثیر خشکسالی واقع شده و کمتر مورد توجه قرار میگیرد، آبهای زیرزمینی است. در این پژوهش، با استفاده از شاخص بارندگی معیار شده (SPI) در مقیاسهای مختلف ماهانه، فصلی و سالانه و شاخص منبع آب زیرزمینی (GRI) درطول دوره آماری 1389-1370 وضعیت خشکسالی و تأثیر آن بر منابع آب زیرزمینی دشت الشتر بررسی شد. پس از انجام آزمونهای همگنی روی دادههای جمعآوری شده و رفع نواقص آماری به روش تفاضل و نسبتها، شاخصهای مذکور از طریق نرمافزار DIP در مقیاسهای زمانی سالانه، فصلی و سه، شش، نه، 12، 18، 24 و 48ماهه محاسبه شد. در مرحله بعد با توجه به مقدار SPI و GRI محاسبه شده، وضعیت رطوبتی برای هر بازه زمانی تعیین شد. نتایج نشان میدهد که روند خشکسالی هواشناسی و آب زیرزمینی دشت منفی است. همبستگی بین شاخص SPI در مقیاسهای زمانی مختلف با اعمال و بدون اعمال تأخیر زمانی، با میانگین تراز سطح سفره آب زیرزمینی و شاخص GRI بررسی شد. تحلیلهای آماری نشان داد که شاخص SPI در مقیاس زمانی 24ماهه بدون تأخیر زمانی با میانگین تراز سطح سفره آب زیرزمینی و شاخص GRI در سطح 0/01 معنیدار بوده و دارای بیشترین ضریب همبستگی است که حاکی از تأثیرگذاری خشکسالی بر آب زیرزمینی دشت الشتر میباشد. رابطه رگرسیون بین تراز متوسط سطح ایستابی و SPI-24 نشان داد که 64/4 درصد از واریانس تراز متوسط سطح ایستابی تحت تأثیر SPI-24 و 35/6 درصد متأثر از سایر عوامل است. با بررسی مجموع بزرگی خشکسالی (DM) معلوم شد که خشکسالیهای هواشناسی و آب زیرزمینی بهترتیب بر فصول زمستان و پاییز منطبق هستند. بدون شک مدیریت بهینه بهرهبرداری بهخصوص در فصول بهار و تابستان اثر بسیار مهمی در جلوگیری از تخریب منابع آب زیرزمینی منطقه دارد.